الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

95

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

آشكارى دارد . بنابراين ، براى وجود آفريدگان ناگزير بايد وجود آفريننده‌اى را اثبات نمود و آفريدگارشان غير آن‌هاست ، زيرا هرچيزى مانند آن‌ها باشد در تركيب ظاهرى و به هم پيوستگى به آن‌ها شباهت دارد ، نيز در بودن و نبودن و در انتقال از كودكى به بزرگى و از سياهى به سفيدى و از حالتى به حالت ديگر ، نظير آن‌هاست . بدين ترتيب ، كسى كه خدا را به غير او تشبيه كند درواقع وى را به صفت آفريده‌هايى كه سزاوار ربوّبيت و خدايى نيستند ، توصيف كرده است » . 3 - كلينى از عبد الرحمان بن ابو نجران روايت كرده كه از ابو جعفر عليه السّلام درمورد توحيد پرسش نمود ، حضرت در پاسخ فرمود : « أتوهّم شيئا ؟ فقال : نعم ؛ غير معقول و لا محدود ، فما وقع وهمك عليه من شيئى فهو بخلافه لا يشبهه شيئى و لا تدركه الأوهام ، انّما يتوهّم شيئى غير معقول و لا محدود ؛ « 1 » آيا چيزى در وهم و خيالت آمد ؟ عرض كرد : آرى ، فرمود نه به عقل قابل درك است و نه محدود است ، هرچه را در وهم و خيال مىپرورانى ، او بر خلاف آن است ، چيزى شبيه او نيست و وهم و خيال ، توان درك او را ندارد ، تنها چيزىكه در عقل نگنجد و محدود نباشد ، در تصور آيد » 4 - نيز از امير مؤمنان عليه السّلام روايت كرده كه از آن بزرگوار پرسيده شد : چگونه خدايت را شناختى ؟ حضرت در پاسخ فرمود : « بما عرّفنى نفسه ، قيل و كيف عرّفك نفسه ؟ قال : لا يشبه صورة و لا يحسّ بالحواس و لا يقاس بالناس ، قريب فى بعده ، بعيد فى قربه فوق كل شيئى و لا يقال : شيئى فوقه ، امام كل شيئى . و لا يقال : له امام ، داخل فى الأشياء لا كشيئى داخل فى شيئى و خارج من الاشياء لا كشيئى خارج من شيئى سبحان من هو هكذا و لا هكذا غيره ؛ « 2 » به آن‌چه خويشتن را برايم شناساند . عرض شد : چگونه خداوند خود را به تو شناساند ؟ فرمود : به صورتى شباهت ندارد ، با حواس قابل درك نيست ، با مردم مقايسه نمىشود ، در عين دورىاش نزديك است و در نزديكىاش دور ، فراتر از هرچيزى است و گفته نمىشود چيزى فراتر از اوست . جلوتر از همه چيز است و نمىتوان گفت : جلو دارد ، داخل در اشياء است ولى نه مانند چيزىكه داخل در چيز ديگر باشد و خارج از اشياء است ولى نه نظير چيزىكه

--> ( 1 ) . كافى ، ج 1 ، ص 78 ، چاپ غفارى . ( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 86 ، روش مؤلف محترم در بيشتر تأليفاتش بريدن بخشى از روايات و بيان مطلب موردنياز است كه در اين باب نيز چنين كرده است .